|
تازه واردین
چند نکته درباره کار
وقتی کسی در سن 20 سالگی کشور زادگاه خود را ترک
میکند و اقدام به مهاجرت مینماید باید متوجه باشد که در درجه اول با 20 سال گذر
عمر خود وداع میکند. آنچه در بطن این 20 سال نهفته است حاوی خانواده، دوستان،
تحصیلات، تجربه و خلاصه تمام آنچیزهایی است که پشت سر خواهد گذاشت. برای آنکه
در کشور جدید بدرستی جا بیافتد شاید حداقل به 20 سال زمان نیاز داشته باشد تا
بتواند حقانیت خود را ثابت کند. حال اگر شما در سن 30 سالگی یا حتی 40 سالگی و
بالاتر اقدام به مهاجرت کنید، این ارقام برایتان افزایش خواهد یافت. قصدم از
بیان این مطالب ترساندن شما نیست بلکه واداشتن شما به تفکر درباره واقعیات است.
اگر شما واقعیات را بدانید بهتر میتوانید حرکات خود را تنظیم نموده و موفقیتها
را بهتر بدست آورید تا آنکه در عالم تخیل تفکری از کشوری مثل کانادا داشته
باشید و آنگاه وقتی وارد کانادا میشوید ببینید که واقعیت با تفکرات شما متفاوت
است.
در این مطلب میخواهم به یک مسئله درباره پیدا
کردن کار اشاره کنم. به نظر من هر چه تحصیلات دانشگاهی شما بالاتر و تخصص شما
برتر باشد در کانادا مشکلتر میتوانید شروع به کار کنید هرچند که موفقیت دراز
مدت شما میتواند بیشتر باشد. اما اگر این تحصیلات با کار عملی همراه باشد موقیت
شما سریعتر خواهد بود.
من سیستم کار را به دو دسته تقسیم میکنم یکی یدی و دیگری
ارتباطی. منظورم از یدی تمام کارهایی است که به وسیله دست و فکر
انجام میشود که میتواند از آرایشگری، لوله کشی، تعمیر کامپیوتر شروع شود و به
مهندسی و عمل جراحی ختم گردد. دسته دوم که از آن با نام ارتباطی یاد کردم
میتواند شامل کارهایی باشد مانند منشیگری، مدیریت، فروش و غیرو.
وقتی کسی اقدام به کار میکند در یکی از این دو
گروه جای میگیرد که یا برای کار کردن نیاز به تخصص و زور بازو دارد و یا باید
بتواند زبان خود را بچرخاند و از این راه ارتزاق نماید. وقتی زبان انگلیسی ما
در کانادا ابتر است، در بدو ورود نیمی از بازار کار که مرتبط با مسئله ارتباطی
است را از دست میدهیم. میماند دسته یدی که باید بتوانیم خود را به نوعی در آن
گروه داخل کنیم. پس اگر در ایران مدیریت کرده اید و حال قصد یافتن کار در
کانادا را دارید کارتان بسیار مشکلتر از وقتی است که تجربه کار یدی در ایران یا
کشور دیگری داشته باشید.
به نظر من اگر سیم کش قابلی در ایران هستید،
آرایشگری هستید که اکثر کارهای آرایشگری را راحت انجام میدهید، لوله کش قهاری
هستید و خلاصه دستی به کار دارید مثلا ادمین یک شبکه کامپیوتری هستید که تمام
کارهایش را خودتان انجام میدهید و حسابی به کار واردید و از این قبیل امکان
یافتن کار برایتان بیشتر است.
تجربه کاری بیشتر و داشتن تحصیلات دانشگاهی
پایینتر ورود شما را به بازار کار ساده تر میکند. اما داشتن مدارک دانشگاهی
بالاتر برایتان مشکلات خاص خود را به همراه میاورد که اگر بتوانید طی سالهای
اولیه آنها را حل کنید خواهید توانست در رده های کاری بالاتر نفوذ کنید در غیر
اینصورت مجبور خواهید شد که برای امرار معاش حرفه هایی را برگزینید که اصلا
تصورش را هم نمیکردید.
این مسئله برای تحصیلاتی در رده پزشکی و
دندانپزشکی و داروسازی نیاز به دادن امتحان و کسب مجوز دارد که مدت زمانی طول
خواهد کشید تا بتوانید از این هفت خوان رستم عبور کنید.
به نظر من اگر پزشک متخصص هستید مهاجرت به کانادا
اصلا برایتان مقرون بصرفه نخواهد بود مگر آنکه برنامه تان را دقیقا مشخص کرده
باشید و بدانید که چه حرکتهایی پیش روی خواهید داشت.
داروسازان و پرستاران نیاز به دادن امتحان دارند
که البته از امتحانات پزشکی ساده تر است اما آنهم نیاز به زمان دارد. خلاصه
برای قشر تحصیلکرده که این حضرات به آنها مجوز ورود میدهند به این سادگی امکان
کار در رشته شان را نمیدهند. یکی از دوستان میگفت اگر قصد کار داری برو امریکا
اما اگر قصد مهاجرت داری برو کانادا. به نظ میرسد که بعد از مهاجرت به کانادا و
گرفتن سیتی زنی کانادا بهتر است برای کار در امریکا اقدام کنی.
در هر حال موفق باشی.
بازگشت
|